تبليغاتX
وطن پرنده پر در خون

وطن پرنده پر در خون

به یاری خدا، دین و آزادی می‌مانند و استبداد می‌رود

دکتر عبدالکریم سروش در نامه‌ای شدیداللحن به علی خامنه‌ای، ضمن انتقاد از عملکرد وی در جایگاه رهبری، تاکید کرد که: ما آزادی و دیانت را ارج خواهیم نهاد، و وعده داد که این نسل، زوال استبداد دینی را جشن خواهد گرفت و به جامعه‌ای اخلاقی و حکومتی فرادینی دست خواهد یافت. متن کامل نامه دکتر سروش را بخوانید:


 

عروسی خونین پایان یافت و داماد دروغین به حجله در آمد.

صندوق ها بر خود لرزیدند و دیوان در تاریکی رقصیدند.

قربانیان در کفن های سپید به نظاره ایستادند و زندانیان با دست های بریده کف زدند

وجهانیان یک چشم خشم ویک چشم نفرت، داماد را بدرقه کردند.

چشم روزگار فاش گریست و خون از سر ایوان جمهوری گذشت.

شیطان خندید و آنگاه ستاره ها خاموش شدند و فضیلت به خواب رفت..

 

آقای خامنه ای،

که این کند که تو کردی به ضعف همت و رای؟
ز گنج خانه شده خیمه بر خراب زده

وصال دولت بیدار ترسمت ندهند
که خفته ای تو در آغوش بخت خوابزده

درین قحط سال فضیلت و عدالت همه از شما شاکی اند و من از شما متشکرم.. "زان یار دلنوازم شکری است با شکایت." نه اینکه شکایتی نداشته باشم. دارم و بسیار دارم اما آنها را با خدا در میان نهاده ام. گوشهای شما چندان از ستایش و نوازش مداحان پر و سنگین شده است که جایی برای صدای شاکیان ندارد. ولی من از شما بسیار متشکرم. شما گفتید که "حرمت نظام هتک شد" و آبروی آن به یغما رفت. باور کنید که در تمام عمر خود خبری بدین خوشی از کسی نشنیده بودم. آفرین بر شما که نکبت و ذلت استبداد دینی را اذعان و اعلام کردید.

شادم که آخر الامر آه سحرخیزان به گردون رسید و آتش انتقام الهی را برافروخت. شما حاضر بودید آبروی خدا برود اما آبروی شما نرود. مردم به دیانت و نبوت پشت کنند اما به ولایت شما پشت نکنند. شریعت و طریقت و حقیقت مچاله شوند اما ردای ریاست شما چین و چروک نخورد. اما خدا نخواست. دلهای سوخته و لبهای دوخته و خونهای ریخته و دست های بریده و دامانها ی دریده نخواستند و نگذاشتند. پاکان و پارسایان و پیامبران نخواستند. محرومان و مصلحان و ستم کشیدگان و ستم ستیزان نگذاشتند.

"پری نهفته رخ و دیو در کرشمه حسن،" قصه جمهوری ولایی شما بود.. و اینک خدا را شکر که پرده عصمت دروغین این دیو دریده شد. رازش فاش و مشتش باز شد و تردامنی اش بر آفتاب افتاد. و جهانیان با خشم و حیرت آن را برهنه مشاهده کردند.

آقای خامنه ای،

می دانم که روزهای تلخ و سختی را می گذارنید. خطا کرده اید، خطایی سخت. تدبیر این خطا را من دوازده سال پیش به شما نشان دادم. گفتم آزادی را چون روش برگیرید. از حق بودن و فضیلت بودنش بگذرید. آن را برای رسیدن به حکومتی کامیاب به کار گیرید. این را که می خواهید؟.. چرا شیپور را از سر گشاد می زنید؟ چرا میان مردم عسسان و خفیه نویسان و جاسوسان می گمارید تا ضمیر آنان را بخوانند یا به حیله و ترفند، سخنی از زیر زبانشان بکشند، و راست و دروغ و نارس و ناقص بشما گزارش دهند؟ مطبوعات را، احزاب را، انجمن ها را، ناقدان را، مفسران را، معلمان را، نویسندگان را ... آزاد بگذارید ، مردم به صد زبان حکایت خود را آشکارا خواهند گفت و پنجره های خبر و نظر را بر روی شما خواهند گشود وشمارا در تدبیر ملک وتنظیم نظام یاری خواهند کرد. مطبوعات را خفه نکنید. آنها ریه های جامعه اند. اما شما از بیراهه و کژراهه رفتید. و اینک در طلسم تهلکه ای افتاده اید و قربانی نظام بسته ای شده اید که دیرگاهیست خود آن را آفریده اید، که نه نقد در آن می روید نه نظر، نه علم نه خبر. گمان می کنید با خواندن بولتن های محرمانه و گوش کردن به مشاوران گوش به فرمان، خبرهای کامل و جامع را به چنگ می آورید. اما هم انتخاب خاتمی هم انتخاب سبز موسوی باید به شما نموده باشد که افیون استغنا وافسون استبداد، زیرکی و دانایی را از شما ستانده است. و اینک برای جبران آن گناه ناشی از جهل ناشی از استبداد، دست به ارتکاب گناهان بزرگتر می زنید. و خون را به خون می شوئید مگر طهارتی حاصل کنید.

خیانت و تقلب کم بود دست به قتل و جنایت بردید، خیانت و جنایت بس نبود تجاوز به زندانیان را بر آن افزودید، قتل و تجاوز و تقلب هنوز کم بود تهمت های جاسوسی و ناموسی را هم بر آن اضافه کردید. درویشان و روحانیان و نویسندگان و دانشجویان را هم امان ندادید و از دم تیغ گذراندید. عاقبت هم به جانیان و بانیان جایزه دادید و به ریش همه خندیدید و ریش سرباز بی نوایی را گرفتید که چرا ماشین ریش تراشی را به سرقت برده است!

از صبر خدا در شگفت بودم. می دانستم که

لطف حق با تو مداراها کند
چون که از حد بگذرد رسوا کند

می دانستم که مادران داغدار و پدران سوگوار در خفا می سوزند و می گریند و به زبان حال و قال با خدا می گویند:

ربنا اخرجنا من هذه القریه الظالم اهلها و اجعل لنا من لدنک ولیا و اجعل لنا من لدنک نصیرا ( خداوندا ما را از این محیط پرستم نجات بخش وبرای ما یاوری بفرست.)

می دانستم که "چه دست ها که ز دست تو بر خداوند است.." زندانها معبد بود و عابدان روز و شب در سجود، سقوط ولایت جایر را از خدا به دعا می خواستند (و می خواهند).

ندای آقا سلطان که به خاک شهادت افتاد و حنجره اش به گلوله ستم سوراخ شد به درگاه سلطان عالم نالیدم که بازهم ندای خلایق را نمی شنوی؟ چون عیسی بر صلیب گله کردم که "خدایا چرا ما را رها کرده ای"، مگر سیاهکاران را نمی بینی که سبزها را سرخ کرده اند، مگر عبوسان و ترش رویان را نمی نگری که شیرینی ها را تلخ کرده اند، سوختن خرمن امنیت و کرامت انسان را می نگری و ذلت اعتراف زندانیان و شوکت شریرانه ستمگران را می بینی و بازهم استغنا می ورزی؟

تا روزی که آن اقرار مجبورانه و مکروهانه یعنی آن کلمات سه گانه را شنیدم: "هتک حرمت نظام" ،که چون حدیث سرو و گل و لاله و چون ثلاثه غساله جان بخش بود. گویی کلمات آن خطیب نبود. کلمات تو بود خدایا که در خطابه جاری شد. دانستم که دست به کار اجابت شده ای و باد را فرمان داده ای تا آتش را به کشتزار فرومایگان ببرد. سجده کردم و سپاس گزاردم که

آفرین ها بر تو بادا ای خدا
بنده خود را ز غم کردی جدا

آتشی زد او به کشت دیگران
باد آتش را به کشت او بران

آقای خامنه ای،

 

می خواهم به شما بگویم دفتر ایام ورق خورده است و بخت از نظام برگشته است ، آبرویش به یغما رفته است و طشت رسوائیس از بام تاریخ افتاده است. کشف عورت شده است.. خدا هم از شما رو گردان شده و ستاریت خود را باز گرفته است. آن دلیری ها که در کنج خلوت و در پرده تزویر می کردید فاش شده است. آه جگرسوختگان و جان باختگان و دهان دوختگان کارگر افتاده است و دامان و گریبان شما را سوخته است. خائفم که بگویم باب توبه هم به روی شما بسته شده است. شریعت هم از شما شفاعت نخواهد کرد که مشروعیت از شما گریخته است. ایران سبز از این پس دیگر آن ایران سیاه و ویران نیست. سبزی وسپیدی این جنبش به عنایت و اجابت الهی بر سیاهی جور شما پیشی گرفته است. خاک و آب و آتش و ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا به فرمان خدا بر علیه شما بشورند.

سالها اعوان و انصار شما زیر چتر حمایت و ولایت شما چون شغالان گرسنه در پوستین خلق افتادند و امنیت و عدالت را از مردم ربودند، دهانشان را بستند، عزتشان را ستاندند، راحتشان را گرفتند، گلویشان را فشردند، خون در دل و اشک در چشمشان نشاندند، زهر قساوت را به آنان چشاندند و چون قومی اشغال شده به اسارتشان گرفتند، حقوقشان را پامال کردند، آزادیشان را به تاراج بردند، حرمتشان را شکستند، افکارشان را به سخره گرفتند، دینشان را وارونه کردند، کارخانه مقدس تراشی تراشیدند، و به نام دین خرافه فروختند، کامشان را تلخ و روزشان را شب کردند، دست خیانت در صندوق آراء شان گشودند، و پای اهانت بر کرامتشان نهادند، دانشگاه ها را به دست جهال سپردند، و بیت الاحزانی بنام صدا و سیما را از دروغ و تهمت انباشتند، و درس غلامی و غمناکی به مردم دادند. نظر حرام نمودند و خون خلق حلال، اجتماعات دروغین و گزاف بر پا کردند، و لاف زنان به مردم دنیا فروختند که همگان عاشقان سینه چاک نظام ولایتند. در زندانها و قتلگاه ها از قتل و تجاوز و تعدی و ضرب و شتم و جرح و شکنجه آن کردند که مغولان نکردند، شرع و قانون را زیر پا گذاشتند، و علم جهل و تعصب برافراشتند، نادانان را بر کشیدند و دانایان را فروکوفتند، لذت را از جوانان و حرمت را از پیران دریغ داشتند، آیت الله های رنگین ساختند و فتاوای سنگین از آنان گرفتند تا نویسندگان و ناقدان را به طناب توحش خفه کنند و به ساطور سبعیت بند از بند بگشایند، در پی مالیخولیای دشمن ستیزی هر روز مهلکه ای و معرکه ای تراشیدند و جمعی را به بند کشیدند، و اقاریر مضحک بر زبانشان نهادند و کیفرهای مهلک بر جانشان.عمله استبدادنظامی و قضایی بیداد را به نهایت رساندند، گویی نظام قسم خورده بود که از صدام و حجاج چیزی کم نیاورد.

این مکرهای سرد و رندی های واژگونه و زیرکی های ابلهانه، و ستم های آشکار و نهان و زور و تزویر های گران و حق کشی ها و آدم کشی ها و تقلب ها و تخلف های پر عفونت ودراز مدت ، آتشی در وجدان رعیت افروخت که کاشانه ولایت را بسوخت. آن اعتراض پس از انتخابات نه "رزمایش" بود، نه" فتنه" و نه" مسجد ضرار" (که دارالضرب شما هر روز مهری بر آن می زند)، بل طغیان و غلیان غیرت بود بر علیه غارت. وجدانهای بیدار، بر رای خود، بر انتخاب خود، بر حقوق شهروندی خود، بر آزادی اندیشه خود، غیرت ورزیدند و بر غارتگران رای و حقوق و آزادی، آرام و متین شوریدند. دزدان سراسیمه بر خود پیچیدند،ولی ما صدای خنده خدا را شنیدیم که در فضا پیچید. او از ما راضی بود. دعای ما را شنید و جانیان و بانیان را رسوا کرد. مرگ ترانه (موسوی)، ترانه مرگ استبداد بود.

آقای خامنه ای،

بارها حافظان ،حکام جائر زمانه را بزبان رمز موعظه کردند که:

با دعای شب خیزان ای شکر دهان مستیز
در پناه یک اسم است خاتم سلیمانی

و گفتند:

مکن که کوکبه دلبری شکسته شود
چو بندگان بگریزند و چاکران بجهند

نشنیدند و عاقبتشان را شنیدی.

جنبش سبز برای آفریدن ایرانی سبز اکنون محکم نهاد شده است. چون شجره طیبه ای که پایی در زمین و سری در آسمان دارد و به اذن خدا در ثمر بخشی است (اصلها ثابت و فرعها فی السماء - سوره ابراهیم). این جنبش شهید سبز خود، شعر و شاعر سبز خود، ادب و هنر و گوینده و گفتمان سبز خود را پیدا کرده است. محصول بیست سال جهاد فرهنگی و دردمندانه روشنگران و پیکارگران عرصه سیاست و فرهنگ است.. بیهوده می کوشید با نظامی گری و انوری پروری به سبک سلطان سنجر و سلطان محمود آن را در هم بشکنید. خود را مگر بشکنید.

این نه آن شیر است کز وی جان بری
یا ز پنجه قهر او ایمان بری

فرو ریختن رعب رعیت و زوال مشروعیت ولایت بزرگترین دستاورد شورش غیرت بر غارت بود و شیر خفته شجاعت و مقاومت را بیدار کرد. نه تطاول نظامیان نه تجاوز حرامیان،نه خاک افشاندن در چشم مروت نه باد افکندن درآستین ژنده قدرت، نه تکیه بر سبعیت حیوانی نه حمله به علوم انسانی، نه مداحی مداحان مزدور نه شاعری شعر فروشان کم شعور ،هیچکدام قامت مقاومت را خم نخواهند کرد. استبداد دینی رسوای کفر و دین شده است. و در مزرع سبز جنبش هنگام دروی آن رسیده است. ما این را به دعا از خدا خواسته ایم وخدا با ماست.

برگشتن بخت و روزگار شاهدی شیرین تر از این ندارد که عیدهای شما همه عزا شده است. و هر چه روزی شما را می خنداند اینک می گریاند و می لرزاند. دانشگاهی که می خواستید به پابوس شما بیاید، اکنون به کابوس شما بدل شده است. تظاهرات خیابانی، اجتماعات آئینی، رمضان و محرم ،حج و روضه و ماتم همه برای شما نماد نحوست شده اند و به زیان شما روان می شوند.

ما نسل کامکاری هستیم.ما زوال استبداد دینی را جشن خواهیم گرفت. جامعه ای اخلاقی و حکومتی فرادینی طالع تابناک مردم سبز ماست.

ما آزادی را ارج خواهیم نهاد و قدر خواهیم دانست، همان آزادی که شما به آن ظلم کردید و قدرش را ندانستید و اکنون مظلمه اش را می برید. فاشیسم مشربان به شما فروختند که آزادی یعنی بوالهوسی و اباحی گری و لاابالی روشی. و ندانستید که شفای امراض مهلک نظام شما در این خجسته آزادی است. بی جهت بدنبال مفسدان اقتصادی می گردید (که در آن هم عزمی و جدیتی نیست). اگر مطبوعات را آزاد می گذاشتید، فسادها را رو می کردند و مفسدان جرات فساد نمی کردند. می گذاشتید نقد شما را بگویند تا شما هم به ورطه استبداد رای و نخوت شوکت و فساد قدرت در نمی افتادید. می گذاشتید سخن راستین مردم را با شما در میان بگذارند تا مستی بی خبری از سرتان بپرد. آنها مدارس میهن اند، نه "پایگاه دشمن." و چه باک که درهای مدارس باز باشد و شما هم در آن شاگردی کنید.

ما دیانت را هم ارج خواهیم نهاد، همانکه شما آن را بازیچه مصالح قدرت خواستید و بنام آن درس غلامی و غمناکی به مردم دادید و ندانستید که شادی و آزادی با ایمان راستین همپیمانند و اجبار فقیهانه، حریت مومنانه را می ستاند و قدرت شریعت مدار هم قدرت و هم شریعت را فاسد می سازد. حکومت بر مردمی شاد و آزاد و آگاه و چالاک افتخار دارد نه رعیتی دربند و غمناک.

************ *

با خود می گویم برای که اینها را می نویسم؟ برای نظامی که بخت از او برگشته و آب از سرش گذشته وتشنه در سراب مانده وخیمه بر خراب زده و چشم نجابتش بسته و ستون صلابتش شکسته و از چشم خواص و عوام افتاده و طشت رسوائیش از بام افتاده است؟ و آنگاه به یاد می آورم کلام خالق سبحان را در ذکر حکیم که:

و اذ قالت امه منهم لم تعظون قوما الله مهلکم او معذبهم عذابا شدیدا قالوا معذره الی ربکم و لعلهم یتقون (آنان پرسیدند چرا کسانی را موعظه می کنید که خدا قطعا هلاک و عذابشان خواهد کرد، موعظه گران گفتند عذری است تا خدا ما را به گناه آنان نگیرد، شاید هم پند ما در آنان درگیرد - سوره اعراف 164)

بارخدایا تو گواه باش، من که عمری درد دین داشته ام و درس دین داده ام. از بیداد این نظام استبداد آئین برائت می جویم و اگر روزی به سهو و خطا اعانتی به ظالمان کرده ام از تو پوزش و آمرزش می طلبم.

ای خدای خرد و فضیلت! به صدق سینه مردان راستگو و به آب دیده پیران پارسا دعای ما را هم با دعای سحرخیزان و روزه داران و عابدان و صالحان همراه کن و شکوه دردمندانه ما را بشنو و بر سینه های بریان و چشم های گریان ستمدیدگان رحمت آور و بیش از این خلقی را پریشان و خروشان مپسند. دوستان خود را به دست دشمنان مسپار و خرد و فضیلت را از اسارت این نامردمان به در آر

. باد را بگو تا خیمه استبداد را بر کند و آتش را بگو تا ریشه بیداد را بسوزاند. آب را بگو تا فرعون ها را غرق کند و خاک را بگو تا قارون ها را در خود کشد. ابرها وباران ها را بگو تا رحمت و عدالت و شادی و شفقت بر این قوم مظلوم محروم ببارند و خارزار رذیلت ظالمان را به گلزار فضیلت عادلان بدل کنند.

آب و دریا ای خداوند آن توست
باد و آتش جمله در فرمان توست

گر تو خواهی آتش آب خوش شود
ور نخواهی آب هم آتش شود

تو بزن یا ربنا آب طهور
تا شود این نار عالم جمله نور

 

رمضان مبارک 1430 قمری
شهریور 1388 شمسی

عبدالکریم سروش

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 12:50  توسط نجوا  | 

http://www.shirva.net/wp-content/uploads/2009/07/hajarian_001.jpg

حیات‌نو، کیوان آذرپندار: سعید حجاریان عضو نامعلوم‌الحال ستاد مرکزى کودتاى مخملی،کرباسی، رنگی، بى‌رنگی، و... در نامه‌اى به حزب مشارکت و جبهه اصلاحات با قاطعیت اعلام کرد: با آنکه خبر ندارم شما چه مى‌گویید اما مطمئن هستم هر چه مى‌گویید لاطائلات است.

وى در این نامه نوشته است: اى دشمنان قدیمى که سال‌ها در لباس دوست بودید و من شما را با افکار عجیب و غریبم فریب مى‌دادم و شما هم مرا تشویق به این کار مى‌کردید! دست از سر کچل من بردارید. من با میل و رغبت شخصى به این ویلاى تفریحى و استخردار آمده‌ام و مایلم با دوستان جدیدم که در حقیقت بازیاب من هستند نه بازجو روزگار را سپرى کنم.

حجاریان در ادامه مى‌نویسد: من از صبح تا شب در استخر هستم. اصلا نمى‌خواهم از آب بیرون بیایم در حالى که قبلا براى رفتن به استخر دچار زحمت مى‌شدم و تازه بابت هر سانس هم باید 35 هزار تومان پول مى‌دادم.( البته مطمئن هستم اگر موسوى یا کروبى برنده انتخابات مى‌شدند هر سانس استخر 100 هزار تومان مى‌شد و ما این را از قبل طراحى کرده بودیم)

من با دوستان بازیاب دائم در استخر هستیم زیرآبى مى‌رویم و همدیگر را آب مى‌دهیم و انواع شناها را با وجود از کارافتادگى انجام مى‌دهم.

شما با لاطائلات خود نگران من نباشید من اگر هم بمیرم از خوشى زیادى است.حجاریان مى‌افزاید: اکنون که من این نامه را در استخر مى‌نویسم احساس مى‌کنم از همه افکار گذشته‌ام پشیمانم حتى از رأى دادن به خاتمى در خرداد 76 هم پشیمانم. خدا را شکر مى‌کنم که به ناطق نوری، جاسبی، زواره اى و رى‌شهرى و... هم رأى ندادم چون الان پشیمان مى‌شدم. من الان مى‌فهمم که شوراى نگهبان از همان زمان با چه مشکلاتى مواجه بوده است.حجاریان درباره روز دادگاه نوشته است: اولا پف‌کردگى صورتم به خودم مربوط است اگر صورتم لاغر شده بود مى‌گفتید چرا لاغر است ثانیا خودم با دمپایى آمدم چون به شدت از گذشته پشیمانم و مى‌خواهم پوشش گذشته را ترک کنم ثالثا همه متنى که سعید شریعتى خواند را خودم نوشتم. حتى موقع نوشتن هم داخل استخر بودم.

حجاریان در پایان آورده است: یک بار دیگر بشنوم از من حمایت کرده‌اید و یا نگران سلامتى من بوده‌اید مجبور مى‌شوم اعترافات مهم‌ترى را مطرح کنم. اعتراف درباره راه‌اندازى توفان خس و خاشاک، طراحى ترافیک پس از یک طرفه شدن خیابان ولیعصر، طراحى شبکه نفوذ در کهریزک جهت شکنجه بازدشت‌شدگان، طراحى حمله به کوى دانشگاه و...

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 14:16  توسط نجوا  | 

احمدی نژاد: در بازشماری به آرای من اضافه شد

ايلنا: احمدی نژاد  در پاسخ به سوالی در خصوص وقایع پس از انتخابات گفت: برای من جاي تعجب بود که برخی می‌گفتند انتخابات باید باطل شود و وقتی هم درخواست سند می‌کردیم، می‌گفتند ما سند نداریم و فقط چون ما می گوییم باید انتخابات باطل شود. این بدترین نوع دیکتاتوری بود و در این انتخابات نه اخلاق تبلیغاتی رعایت شد و نه اخلاق رای نیاوردن.

احمدی‌نژاد با تاکید بر اینکه باید با فریب خوردگان وقایع اخیر با رافت اسلامی برخورد کرد ، ادامه داد: اما با افراد اصلی که در جهت خواست‌های دشمنان رفتار کردند و بعضی‌ها که با سکوت خود، دشمنان را همراهی کردند؛ برخورد مناسب صورت گیرد.

رئیس‌دولت دهم گفت: در باز شماری 10 درصد آرا در تهران، 8 هزار رای به رئیس‌جمهور منتخب اضافه شد و اگر کل آرای کشور بازشماری می‌شد، نتیجه همان نتیجه سابق می‌شد و هیچ سندی برای تقلب داده نشده است.

احمدی نژاد در ادامه کنفرانس خبری خود، تاکید کرد: کسانی که فرماندهی عملیات را داشتند و آگاهانه خواستند تا به ملت ایران ضربه بزنند، باید با رعایت عدالت و آیین دادرسی پاسخگو باشند.

وي با انتقاد از كساني كه تهران را به آشوب كشيدند، گفت: در نيروهاي انتظامي هم افراد نفوذي وجود داشت كه براي آن اسناد و مدارك روشني داريم و با آنها هم بايد برخورد قانوني صورت بگيرد.

ضبط اموال دفتر پيگيري ميرحسين موسوي

اعتماد: عصر روز گذشته ماموران به دفتر پيگيري ستاد ميرحسين موسوي رفته و تمام اموال و اسناد آن را بدون هيچ گونه صورتجلسه يي با خود بردند.  ساعت 30/4 روز گذشته نيروهاي امنيتي وارد دفتر کميته پيگيري بازداشت شدگان ستاد ميرحسين موسوي شده و بدون ارائه هيچ حکم قانوني اموال و اسناد موجود در آن را توقيف کرده و با خود به محل نامعلومي انتقال داده اند.اين گزارش مي افزايد آنها در پاسخ به اينکه بايد طبق قانون براي اموال و اسناد توقيفي صورتجلسه نوشته شود، گفته اند اصلاً قرار نيست اين اموال بازگردانده شود که لازم باشد صورتجلسه کنيم.اين کميته بعد از وقوع فجايع پس از انتخابات به رياست سيد عليرضا حسيني بهشتي فرزند شهيد بهشتي فعاليت خود را زير نظر ستاد ميرحسين موسوي تشکيل داده بود.گفتني است اين دفتر از معدود محل هايي بود که آسيب ديدگان و بازداشت شدگان حوادث پس از ناآرامي هاي 22 خرداد براي احقاق حق تضييع شده خود به آن مراجعه مي کردند.

خاتمي مسبب اصلي است

اعتماد - امين علم الهدي : فشارهاي سياسي وارده به بيت امام خميني(ره) و حوادث بعد از انتخابات سرانجام موجب شد امسال براي اولين بار، مراسم شب هاي احيا در مرقد بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران برگزار نشود.

هرساله و همزمان با شب هاي احيا در ماه مبارک رمضان حرم امام خميني(ره) ميزبان هزاران نفر از مردم تهران بود. اين مراسم در سه شب با سخنان حجت الاسلام علي اکبر ناطق نوري، سيدمحمد خاتمي و حسن روحاني برگزار مي شد. همان گونه که پيش بيني مي شد به دليل آنکه اين سه سخنران مورد غضب رئيس دولت نهم و دهم و نيز حاميانش هستند و احمدي نژاد نيز علناً به اين سه شخصيت انقلاب در رسانه دولتي حمله کرد مراسم احيا امسال برگزار نمي شود.

احياي امسال با مسائل زيادي روبه رو شده. غير از مراسم حرم بنيانگذار جمهوري اسلامي که کنسل شد برگزاري مراسم احيا در مسجد کوي دانشگاه که هرساله با حضور آيت الله محمود امجد برگزار مي شد در ابهام است. امجد از روحانيون منتقد احمدي نژاد به شمار مي رود.

مراسم احيا در حسينيه ارشاد نيز با مشکلاتي مواجه است. حسينيه ارشاد هرساله در شب هاي احيا محلي بود براي نيايش تيپ روشنفکر ايران که به نظر مي رسد با رخدادهاي موجود امسال اين احيا نيز با مشکلات فراواني مواجه باشد. در مورد شب هاي احياي حرم امام خميني هرچند خبرهاي اوليه حاکي از فشار براي لغو سخنراني سيدمحمد خاتمي در اين مراسم و نيز پر کردن رديف هاي ابتدايي توسط برخي نيروها در صورت برگزاري اين مراسم با سخنراني خاتمي بود، اما روابط عمومي آستان مقدس امام خميني(ره) لغو مراسم را اعلام کرد.

در اين اطلاعيه آمده است؛ «با آرزوي قبولي طاعات و عبادات مردم شريف ايران همچنين با ادعيه خالصانه به درگاه حضرت احديت براي علو درجات امام خميني سلام الله عليه و فرزندان برومند و همسر مکرمه ايشان به اطلاع روزه داران و شهروندان مومن تهران مي رساند آستان مقدس امام خميني متاسفانه امسال به واسطه مشکلاتي که حرم مطهر امام با آن روبه رو است از برگزاري مراسم روح بخش شب هاي احيا معذور است.

اميد است مومنين روزه دار در سحرهاي پرفيض ماه مبارک رمضان و شب هاي قدر با دعاي خويش روح مطهر امام و فرزندان محترم و همسر محترمه ايشان را غريق ادعيه خالصانه خويش بگردانند و دوام نظام مقدس جمهوري اسلامي را از خداي سبحان مسالت نمايند. ان شاءالله تعالي در سال هاي آتي چون گذشته پذيراي خيل مشتاقان و عاشقان حضرت روح الله باشيم.»


+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 14:12  توسط نجوا  | 

لیست اول شامل اسامی 25 شهید گلگون کفن است که تا به امروز خانواده هایشان با مراجعه به مراجع معرفی شده از سوی ستادهای انتخاباتی مهندس میرحسین موسوی و حجت الاسلام و المسلمین مهدی کروبی، شهادت فرزند یا عضو خانواده خود را اعلام کرده اند.

1. نام شهید: حسین اخترزند/ سن: 32 / تاریخ شهادت:25 خرداد / محل شهادت: اصفهان / نحوه شهادت: توسط نیروهای بسيج از طبقه سوم به پايين پرتاب شده و به شهادت رسيده است

2. نام شهید: کيانوش آسا / عنوان اجتماعی: دانشجوی كارشناسی ارشد رشته‌ی پتروشيمی و از نخبگان دانشگاه علم و صنعت ايران / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: تهران، ميدان آزادي / نحوه شهادت: در اثر اصابت گلوله توسط افراد موسوم به لباس شخصی به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: پيكر وي روز سوم تیرماه در سردخانه پزشکی قانونی شناسایی شد

3. نام شهید: سهراب اعرابی / عنوان اجتماعی: سال آخر دبيرستان / سن: 19 / محل شهادت: زندان اوين، تهران بر اثر شكنجه در زندان به شهادت رسيده است / توضیحات: شهادت وي در روز 20 تیرماه پس از 26 روز سرگرداني به مادرش اعلام شد.

4. نام شهید: عليرضا افتخاري / عنوان اجتماعی: روزنامه نگار / سن:29 / تاریخ شهادت: 25 خرداد / نحوه شهادت: در اثر ضربات باتوم به سر و خونريزي مغزي به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: پیکرش در تاریخ ٢٢ تیر ماه به خانواده تحویل داده شده است.

5. نام شهید: ندا آقا سلطان/ عنوان اجتماعی: دانشجوی رشته فلسفه / سن: 27 / تاریخ شهادت:30 خرداد / محل شهادت: خیابان کارگر شمالی، تهران / نحوه شهادت: به دلیل اصابت گلوله نیروهای لباس شخصی به قلب، به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: پيكر وي یکروز بعد در قطعه 257 بهشت زهرا به خاك سپرده شده است.


6. نام شهید: امير جوادي فر/ عنوان اجتماعی: دانشجوی رشته‌ی مدیریت صنعتی دانشگاه آزاد قزوین / سن: 25 / تاریخ شهادت: 18 تير / نحوه شهادت: هنگام جابه جايي از كهريزك به اوين، در ون دچار تشنج شده و به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: بر اثر ضربات وارده به سر و صورت بينايي خود را از دست مي دهد.

7. نام شهید: محرم چگيني قشلاقي / سن: 34 / سایر توضیحات: قطعه 256 ردیف 146 شماره 13

8. نام شهید: مسعود خسروی / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: ميدان آزادي، تهران / سایر توضیحات: در بهشت زهرا به خاك سپرده شده است.

9. نام شهید: عباس دیسناد / عنوان اجتماعی: کاسب/ سن:40/نحوه شهادت: با باتوم به ناحیه سر

10. نام شهید: رامين رمضانی / سن: 29 / نحوه شهادت: پس از آزادی به دليل لخته های خون موجود در سينه اش در بيمارستان بستری و به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: قطعه 257 ردیف 46 شماره 32

11. نام شهید: محسن روح الامینی / سن: 25 / تاریخ شهادت: 18 تير / نحوه شهادت: در زندان به شهادت رسيده است .

12. نام شهید: اشکان سهرابی / عنوان اجتماعی: دانشجوی رشته آی تی دانشگاه قزوین/ سن: 18 / تاریخ شهادت:30 خرداد / محل شهادت: تقاطع رودکی وسرسبیل، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت 3 گلوله از سوی نیروهای امنیتی و بسیج به شهادت رسيده است.

13. نام شهید: امير حسين طوفانپور / سن: 32 / تاریخ شهادت: 29 خرداد / نحوه شهادت: بر اثر تیرخوردگی ساق دست، پهلو وکمر و نیز آثار کبودی در پشت گردن و زخمی عمیق در پشت سر بوده که داخل آن را با پنبه پرکرده بودند و شکستگی کامل بازویی که تیرخورده بود به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: روی صورت هم بینی به نظر شکسته می نمائید.

14. نام شهید: سعید عباسی فر گلچینی / عنوان اجتماعی: فروشنده کیف و کفش / سن: 24 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: تهران / نحوه شهادت: بر اثر تیراندازی نیروهای امنیتی به شهادت رسيده است.

15. نام شهید: مصطفی غنیان / عنوان اجتماعی: دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه تهران / تاریخ شهادت:25 خرداد / محل شهادت: كوي دانشگاه، تهران / نحوه شهادت: در حمله نيروهاي امنيتي و نظامي به كوي دانشگاه تهران به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: پیکر وي روز 28 خرداد تحت تدابیر شدید امنیتی در حرم اما رضا به خاک سپرده شده است.

16. نام شهید: علی فتحعلیان / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: روبروی مسجد لولاگر / سایر توضیحات: قطعه 9 ردیف 110 شماره 22

17. نام شهید: هادی فلاح منش/ عنوان اجتماعی: کاسب/ سن: 29 / محل شهادت: تهران/ سایر توضیحات: در قطعه 53 بهشت زهرا

18. نام شهید: احمد کارگر نجاتی / نحوه شهادت: بر اثر ضرب و شتم در بیمارستا جان باخته است / سایر توضیحات: قطعه 213 ردیف 15 شماره 35

19. نام شهید: بهزاد مهاجر / سن: 47 / تاریخ شهادت: 25 خرداد / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به سينه به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: پيكر وي در سردخانه كهريزك بوده است.

20. نام شهید: نادر ناصری / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: خیابان خوش، تهران / سایر توضیحات: در بابل به خاك سپرده شده است.

21. نام شهید: احمد نعيم آبادي / محل شهادت: ميدان آزادي، تهران / نحوه شهادت: توسط گردان ١١٧ عاشورا به ضرب گلوله به شهادت رسيده است.

22. نام شهید: مسعود هاشم زاده / سن: 27 / تاریخ شهادت:30 خرداد / محل شهادت: خيابان شادمان، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به قلب و سوراخ کردن ریه، پارگی ریه و خونریزی داخلی و خارجی شدید به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: در شمال كشور به خاك سپرده شده است.

23. نام شهید: مهدی کرمی / سن: 17 / تاریخ شهادت: 5 خرداد / محل شهادت: تقاطع جنت آباد وخیابان کاشانی، تهران / نحوه شهادت: با باطوم سر او له شده و با چاقو گلویش بریده شده است / سایر توضیحات: پيكر وي در سردخانه بیمارستان پیامبر واقع در بلوار اشرفی اصفهانی بوده است.

24. نام شهید: ناصر امیر‌نژاد / عنوان اجتماعی: دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران در رشته هوا-فضا / سن شهید: 25 / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: خیابان محمد علی جناح، تهران / نحوه شهادت: در تیراندازی نیروهای بسیج به شهادت رسیده است / سایر توضیحات: پيكر وي در سردخانه بیمارستان پیامبر واقع در بلوار اشرفی اصفهانی بوده و در یکی از روستاهای یاسوج به خاک سپرده شده است.

25. نام شهید: محمود رییسی نجفی/ عنوان اجتماعی: کارگر/ تاریخ شهادت: 7 تیر/ نحوه شهادت: براثر اصابت گلوله نیروهای مسلح / سایر توضیحات: در تاریخ 25 خرداد در میدان آزادی مورد ضرب و شتم و اصابت گلوله قرار میگیرد و 13 روز بعد در منزل خود به شهادت میرسد.

لیست دوم شامل اسامی شهدایی است که خانواده های آنها هنوز برای اعلام رسمی شهادت عزیز از دست رفته خود تحت فشار هستند و به مراجع رسمی اعلام شده از سوی مهندس موسوی و مهدی کروبی مراجعه نکرده اند.


26. نام شهید: مبینا احترامی / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: كوي دانشگاه، تهران / سایر توضیحات: پیکر وي بدون اطلاع خانواده به صورت مخفیانه به خاك سپرده شده است.

27. نام شهید: ندا اسدي

28. نام شهید: سعيد اسماعيلي‌خان‌ببين / سن شهید: 23 / نحوه شهادت: بر اثر ضربه به سر به شهادت رسيده است

29. نام شهید: مراد آقاسی

30. نام شهید: حسين اكبري / نحوه شهادت: بر اثر ضربه به سر به شهادت رسيده است

31. نام شهید: واحد اكبري / عنوان اجتماعی: شغل آزاد / سن شهید: 34 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: خيابان ونك، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به پهلو به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 2 تير در قطعه 261 به خاك سپرده شده است.

32. نام شهید: محسن انتظامی

33. نام شهید: محسن ایمانی / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: كوي دانشگاه، تهران / سایر توضیحات: پیکر وي بدون اطلاع خانواده به صورت مخفیانه به خاك سپرده شده است.

34. نام شهید: فاطمه براتی / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: كوي دانشگاه، تهران / سایر توضیحات: پیکر وي بدون اطلاع خانواده به صورت مخفیانه به خاك سپرده شده است.

35. نام شهید: محمد حسين برزگر / عنوان اجتماعی: شغل آزاد / سن شهید: 25 / تاریخ شهادت: 27 خرداد / محل شهادت: ميدان هفت تير، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به سر به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 31 خرداد بعد از تعهد گرفتن از خانواده در قطعه 302 به خاك سپرده شده است.

36. نام شهید: جعفر بروايه / عنوان اجتماعی: استاد دانشگاه چمران اهواز و دانشجوي مقطع دكتراي دانشگاه تهران / محل شهادت: ميدان بهارستان، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به سر به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: پزشكي قانوني علت شهادت وي را خونريزي مغزي اعلام كرده است.

37. نام شهید: یعقوب بروایه / عنوان اجتماعی: دانشجوي كارشناسي ارشد رشته نمايش در دانشكده هنر ومعماري دانشگاه تهران / تاریخ شهادت: 4 تير / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله نيروهاي بسيج از بام مسجد لولاگر به شهادت رسيده است

38. نام شهید: سرور برومند / سن شهید: 58 / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: خیابان محمدعلی جناح، تهران

39. نام شهید: حامد بشارتی / سن شهید: 26 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: تهران / نحوه شهادت: بر اثر تیراندازی نیروهای امنیتی به شهادت رسيده است.

40. نام شهید: فرزاد جشني / تاریخ شهادت:30 خرداد / محل شهادت: تهران

41. نام شهید: بهمن جنابی / عنوان اجتماعی: شاغل در مغازه نصب و تعمیرات شوفاژ / سن شهید: 20 / محل شهادت: تهران

42. نام شهید: محسن حدادي / عنوان اجتماعی: برنامه نویس كامپيوتر / سن شهید: 24 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: خيابان نصرت، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله بر پيشاني به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 2 تير در قطعه 262 به خاك سپرده شده است.

43. نام شهید: شلير خضري / تاریخ شهادت: 26 خرداد / محل شهادت: بهارستان، تهران

44. نام شهید: فاطمه رجب پور / سن شهید: 38 / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: خیابان محمدعلی جناح، تهران

45. نام شهید: بابک سپهر / سن شهید: 35 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: تهران / نحوه شهادت: بر اثر تیراندازی نیروهای امنیتی به شهادت رسيده است.

46. نام شهید: فهيمه سلحشور / عنوان اجتماعی: ديپلم / سن شهید: 25 / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: ميدان ولي عصر، تهران بر اثر اصابت باتوم به سر و خونريزي داخلي به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 24 خرداد بر اثر اصابت باتوم به سر و خونريزي داخلي به بيمارستان منتقل شده و در تاريخ 25 خرداد به شهادت رسيده است.

47. نام شهید: تينا سودي / عنوان اجتماعی: دانشجو / تاریخ شهادت: 30 خرداد / نحوه و محل شهادت: ميدان انقلاب، تهران بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسيده است.

48. نام شهید: حسن شاپوری

49. نام شهید: علي شاهدي / سن شهید: 24 / تاریخ شهادت: 31 خرداد / محل شهادت:تهرانپارس، تهران / سایرتوضیحات: بعد از دستگيري و انتقال به كلانتري، به دلايل نامعلوم به شهادت رسيده است. پزشكي قانوني علت شهادت وي را نامشخص اعلام كرد، اما خانواده وي معتقدند به علت ضربات باتوم در كلانتري به شهادت رسیده است.

50. نام شهید: کسری شرفی / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: كوي دانشگاه، تهران / سایر توضیحات: پیکر وي بدون اطلاع خانواده به صورت مخفیانه به خاك سپرده شده است.

51. نام شهید: کامبیز شعاعی / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: كوي دانشگاه، تهران / سایر توضیحات: پیکر وي بدون اطلاع خانواده به صورت مخفیانه به خاك سپرده شده است.

52. نام شهید: داوود صدري / عنوان اجتماعی: کسبه‌ی محله‌ی سلسبيل / سن شهید: 27 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: مسجد لولاگر، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به سر به شهادت رسيده است.

53. نام شهید: سيد رضا طباطبايي / عنوان اجتماعی: ليسانس حسابداري / سن شهید: 30 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: خيابان آذربايجان، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به سر به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 3 تير بعد از تعهد گرفتن از خانواده در قطعه 259 به خاك سپرده شده است.

54. نام شهید: وحيد رضا طباطبايي / عنوان اجتماعی: ليسانس زبان انگليسي / سن شهید: 29 / تاریخ شهادت: 3 تير / محل شهادت: بهارستان، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به سر به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 6 تير در قطعه 308 به خاك سپرده شده است.

55. نام شهید: حسين طهماسبی / سن شهید: 25 / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: خيابان نوبهار، كرمانشاه / نحوه شهادت: مورد حمله‌ی مأموران مسلح وابسته به دولت قرار گرفته و در اثر ضربات وارده به شهادت رسيده است.

56. نام شهید: سالار طهماسبي / عنوان اجتماعی: دانشجوي كارشناسي مديريت بازرگاني رشت / سن شهید: 27 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: خيابان جمهوري، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به پيشاني به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 2 تير در قطعه 254 به خاك سپرده شده است.

57. نام شهید: ميثم عبادي / عنوان اجتماعی: شاگرد فرش فروش / سن شهید: 17 / محل شهادت: صادقيه، تهران

58. نام شهید: ابوالفضل عبدالهي / عنوان اجتماعی: فوق ديپلم برق / سن شهید: 21 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: مقابل دانشگاه صنعتي شريف، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به پشت سر به شهادت رسيده است / نحوه شهادت: 2 تير در قطعه 248 به خاك سپرده شده است.

59. نام شهید: حميد عراقي / محل شهادت: خيابان آزادي، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسيده است.

60. نام شهید: پور كاوه علي / سن شهید: 19 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: تهران

61. نام شهید: حسین الف / تاریخ شهادت: 27 خرداد / محل شهادت: اصفهان

62. نام شهید: رضا فتاحی

63. نام شهید: پريسا كلي / عنوان اجتماعی: فارغ التحصيل رشته ادبيات / سن شهید: 25 / تاریخ شهادت: 31 خرداد / محل شهادت: بلوار كشاورز، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به گردن به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 2 تير در قطعه 259 به خاك سپرده شده است.

64. نام شهید: مصطفي كيارستمي / سن شهید: 22 / تاریخ شهادت: 26 تير / نحوه شهادت: مقابل دانشگاه تهران بر اثر اصابت باتوم به سر به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: شركت در نمازجمعه

65. نام شهید: محمد کامرانی / سن شهید: 18 / تاریخ شهادت: 18 تير / محل شهادت: میدان ولیعصر، تهران / نحوه شهادت: بر اثر جراحات وارد شده در بيمارستان مهر به شهادت رسيده است.

66. نام شهید: حميد مداح شورچه / عنوان اجتماعی: فعال در ستاد مرکزی ميرحسين موسوی / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: مشهد / نحوه شهادت: چند روز بعد از آزادی به دليل شدت جراحات وارده به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: پزشکی قانونی علت شهادت وی را خونريزی مغزی اعلام کرده است.

67. نام شهید: مریم مهرآذین / سن شهید: 24 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: تهران / نحوه شهادت: بر اثر تیراندازی نیروهای امنیتی به شهادت رسيده است.

68. نام شهید: ترانه موسوی / تاریخ شهادت: 7 تير / محل دستگیری: مسجد قبا، تهران / سایر توضیحات:پيكر وي در حالی که سوزانده شده بود در بیابان های بین کرج و قزوین پیدا شده است.

69. نام شهید: ایمان نمازی / عنوان اجتماعی: دانشجوی رشته عمران دانشگاه تهران / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: كوي دانشگاه، تهران / نحوه شهادت: براثر حمله نيروهای یگان ويژه و مامورین امنیتی لباس شخصی به شهادت رسيده است.

70. نام شهید: محمد نيكزادي / عنوان اجتماعی: فارغ التحصيل عمران / سن شهید: 22 / تاریخ شهادت: 26 خرداد / محل شهادت: ميدان ونك، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به سينه به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: در قطعه 257 به خاك سپرده شده است.

71. نام شهید: ايمان هاشمي / عنوان اجتماعی: شغل آزاد / سن شهید: 27 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: خيابان آزادي، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به چشم به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 3 تير در قطعه 259 به خاك سپرده شده است.

72. نام شهید: میلاد یزدان پناه / سن شهید: 30 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: تهران / نحوه شهادت: بر اثر تیراندازی نیروهای امنیتی به شهادت رسيده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 14:39  توسط نجوا  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 11:23  توسط نجوا  | 

تجاوز

روز خبرنگار

تنفيذ

همه چيزمان كاريكاتوري است...

خود تنفيذي

همه پدران محمود

اعتراف مخملي

پاكسازي صورت مساله

هشدار

نهضت اتو

نامه نگاري كروبي و بركناري محسني اژه‌اي

حكومت نظامي

ساخت روسيه

رحيم مشايي

اشك تمساح

جامه نو

كابوس

استخاره

اعتراض محمود

سعيد مصلوب

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 11:17  توسط نجوا  | 

منبع : وبلاگ پاتريس آنلاين

مقايسه تحليف احمدي نژاددر سال 84 با تحليف سال 88

سال 84

سال 88

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 11:14  توسط نجوا  | 

رسيدن به اين نتيجه كه سران اصلاح طلب به آن چه كه در دادگاه و پس از آن مجبور به بيان آن شده بودند اعتقاد ندارند شايد اثبات بديهيات به نظر برسد اما بررسي موشكافانهء اين اعترافات قطعاً اطلاعات دقيقتري دربارهء كيفيت آنها و چگونگي حصول به آنها به دست مي دهد.
لازم به ذكر است كه اين مطلب توسط يك علاقه مند آماتور حوزهء زبان بدن و روانشناسي نوشته شده است و نظرات خوانندگاني كه در اين زمينه تخصص و يا مطالعه داشته اند قطعاً به رسيدن به حقيقت كمك خواهد كرد.

نكاتي كه قبل خواندن اصل مطلب بايد به آنها توجه شود:


_زبان بدن به موءلفه هاي فرهنگي وابسته است و خوانش آنها بايد با در نظر گرفتن اين مولفه ها انجام شود.به طور مثال مسيحي ها هنگام سوگند ياد كردن براي گفتن حقيقت دست خود را بالا گرفته و كف دستشان را رو به مخاطب مي گيرند در حاليكه مسلمانان كف دست خود را روي قرآن مي گذارند. با توجه به اينكه منابع معدود در دسترس براي نوشتن اين مطلب همه ترجمه هايي از متون غير ايراني بوده بايد به اين نكته توجه شود كه گاهي اين رمز گشايي ها ممكن است مطابق با معاني آنها در فرهنگ ايراني نباشد.

_زبان بدن را بايد در رابطه با كليه شرايط خواند و ممكن است رمز گشايي از يك حركت به طور مستقل معني متفاوتي با خوانش آن دركنار كليهء شرايطي كه در كنار آن وجود دارد به دست دهد. بنابراين اين مطلب ممكن است حاوي برداشت هاي ناقص و شايد اشتباهي باشد.

_زبان بدن از فرهنگ، عادات و بيش از همه از نا خودآگاه فرد دستور مي گيرد و تقلب كردن و پنهان كردن ناخودآگاه امري تقريباً غير ممكن است و بازيگراني كه مدتها در زمينهء زبان بدن دوره ديده اند هم تنها تا حد كمي موفق به اين كار مي شوند.بنابراين مي توان گفت زبان بدن نسبت به زبان گفتار بسيار كم دروغ مي گويد.

_با توجه به اينكه امكان اين وجود دارد كه در تدوين فيلم دادگاه نماهاي عمومي به ترتيب زماني خود پخش نشده باشد نمي شود به عكس العمل افراد حاضر در سالن نسبت به سخنان ايراد شده در دادگاه استناد كرد.

مصاحبه با خبرنگار 20:30 بعد از اخبار(يازدهم مرداد):


_زماني كه از ابطحي دربارهء رفتار بازجو ها سوال شد ابطحي با حالت دست به سينه رفتار بازجوها را خوب توصيف كرد


"در اين حالت هر دو دست به صورت ضربدر روي سينه تا مي شوند.اغلب كساني كه با چيزي كه مي شنوند مخالف هستند، حالت دست هاي چليپا شده را به خود مي گيرند...دست ها به صورت چليپا حصاري را تشكيل مي دهند كه مانند سپري در مقابل يك تهديد قريب الوقوع يا شرايطي خصمانه عمل مي كنند-كتاب كوچك زبان بدن"


_عطريانفر موقع شنيدن صحبتهاي ابطحي دربارهء رفتار مناسب بازجوها پوزخند ميزد و زماني كه خبرنگار از او پرسيد كه آيا صحبتهاي ابطحي را تاييد مي كند او در شروع تاييدش پاچه شلوارش را كمي بالا كشيد.
"پاچه شلوار يك پا به نشانه نـابـاوري بـه بــالا كشيده ميشود. مانند اين ميماند كه پايش را روي يك چيز ناخوشايند گـذاشـته و ميكوشد آن را از روي شلوارش بتكاند. سايت پزشكان بدون مرز"

_ابطحي در لحظه اي كه خبر خوردن قرصها را تكذيب مي كرد مانند كودكان خردسال دستانش را محكم به صندلي گرفته بود و پاهايش را كه به هم قلاب كرده بود در هوا تاب مي داد.كاري كه در شرايط عادي از يك بزرگسال آن هم يك روحاني كاملاً بعيد است. چيزي كه واضح است در اين حالت ابطحي نيمي از بدنش را كاملاً ايستا و مستحكم نگه داشته و نيمي ديگر را در وضعيتي كاملاً نا متعادل قرار مي دهد.

ابطحي در دادگاه:


_ابطحي درست در لحظه اي كه گفت "اعتراف مي كنم" دستش را جلوي دهانش گرفت. او چندين بار موقع ادا كردن كلمه تقلب در عبارت "تقلب رمز شورش بود" دستش را(و به طور خاص انگشت سبابه اش را) جلوي دهانش گرفت. او همچنين در اين قسمت از صحبتهايش براي پنهان كردن اضطرابش از بطري آب در ليوان ريخت بي آنكه آب را بنوشد!


"پوشاندن دهان:اين حالت، يكي از حالت هاي نادر بزرگسالان است كه مانند حالات بچه ها واضح است....كسي كه هنگام حرف زدن از اين حالت استفاده مي كند، آشكارا دارد دروغ مي گويد-كتاب كوچك زبان بدن"

_در بيشتر زمان اعترافات، كف دستان ابطحي رو به پايين بود يا رو به خودش .تنها دو بار به صورت آشكار كف دستانش را رو به بالا گرفت.بار اول در ابتداي اعترافاتش عليه خودش و اصلاح طلبان بود و درست در لحظه اي كه كلمه اي را فراموش كرده بود و به دنبال آن مي گشت و بار دوم زماني بود كه گفت بايد فضايي ايجاد كنيم كه راي دهندگان موسوي را هم جذب كنيم و البته بلافاصله دستش را مشت كرد.


" دست باز(كف دست رو به بيرون ) علامت حقيقت، وفاداري و تسليم است... در حالت نگه داشتن كف دست رو به بالا حالت خواستن و در خواست كردن كردن چيزي است....وقتي كف دست رو به پايين است،يعني صاحب دست مي خواهد اوضاع را آرام نگه دارد- كتاب كوچك زبان بدن"


_زماني كه ابطحي مي گفت خاتمي كشور را مي شناخت و اين شكست را مي دانست لحظه اي بيني اش را با دو انگشت گرفت.
"ممكن است علت به وجود آمدن اين حالت اين باشد كه شخص ناخواسته دستش را به طرف دهان بالا مي برد، اما در آخرين لحظه نظرش تغيير مي كند و انگشت ها را به زير بيني مي برد.اين حالت هم مثل پوشاندن دهان، براي مخفي نگه داشتن فريبكاري گوينده به كار مي رود-كتاب كوچك زبان بدن"

نكاتي ديگر دربارهء ابطحي:

_دستان ابطحي تمام مدت اعترافاتش مي لرزيد.


_ابطحي در پايان صحبتهايش گفت :ما نوزده ممم(راي واقعي موسوي)... يازده... سيزده ميليون(راي اعلام شده رسمي موسوي) نفر داشتيم كه به آقاي موسوي راي دادند.

_زبان چهرهء ابطحي را به سختي مي توان خواند.او شبيه افراد مسخ شده حالات كاملاً يكنواختي را نشان مي داد كه حتي گاهي با لحن صدايش در تضاد بود.

_به نظر نگارنده با رمزگشايي زبان بدن محمد علي ابطحي و كنار هم گذاشتن قطعات اين پازل مي شود به اين جمع بندي رسيد كه آشفتگي روحي ابطحي بسيار فراتر از آنچه كه در نگاه اول به نظر مي رسد است. زبان بدن تحت تاثير مستقيم ناخودآگاه بوده و تقريباً غير قابل كنترل است.اما با اين وجود حركات ابطحي به اندازهء صحبتهايش آشفته و متناقض و عجيب است و حتي تا جايي پيش رفت كه در مصاحبهء اخبار بيست و سي همانطور كه ذكر شد ابطحي در قالب يك كودك فرو رفت. اينكه چنين نشانه هايي آيا مي تواند دال بر مصرف انواع خاصي دارو باشد يا نشان از آشفتگي شديد رواني دارد بر عهدهأ متخصصين است.


عطريانفر در دادگاه:

_زبان بدن عطريانفر در جريان دادگاه نشان از تسلط نسبي او به اعصاب و حركاتش داشت به طوري كه مجموع حركات او تقريباً در يك راستا بود و كمتر آشفتگي و تناقضي بين رفتار او ديده مي شد. به عنوان مثال تكيه دادن او روي تريبون با حالتي ناشي از تسلط و اعتماد به نفس بود كه پيش از اين نمونهء آن را در دادگاه خسرو گلسرخي مشاهده كرده بوديم.

_محمد عطريانفر در هنگام ايراد سخنراني در دادگاه در بيشتر مواقع پشت دست چپش را در حاليكه مشتش حالتي نيمه جمع شده داشت (انگاري كه توپي در دست دارد) رو به حضار مي گرفت و كف دستش را از آنها پنهان مي كرد در حاليكه كف دست راستش را كه كاملاً باز بود رو به رئيس دادگاه مي گرفت و گويي دستش را به سمت او پرتاب مي كرد.
"نشان دادن روى دست[منظور همان پشت دست است چون به كف دست روي دست گفته نمي شود!] در حين صحبت، به معناى ترديد در صحبت و يا پنهان كردن مطلبى است... كسى كه دست باز خود را به طرف جلو حركت مى دهد و سخن مى گويد، مى خواهد خود را از شر موضوعى خلاص كند-سايت بانك اطلاعات كارآفريني وزارت كار و امور اجتماعي"


_عطريانفر در سخنانش گفت:"مگر اين پستها چقدر ارزش دارد؟" بعد از گفتن اين جمله لحظه اي سكوت كرد و به قاضي خيره شد.

_در پايان نطق عطريانفر او بخشي از دعاي شعبانيه را خواند و در قسمتي از ترجمهء فارسي دعا كه مي گفت" از همه غير از تو[خدا] ببريم... زمان ادا كردن كلمهء "همه" رو به قاضي اشاره كرد.

ساير حاضرين در دادگاه:


_صفايي فراهاني در حال شنيدن صحبتهاي ابطحي (در صورتي كه جابه جايي در تدوين صحنه ها وجود نداشته باشد) دستش را روي گلويش كشيد.


"گلو محل تجمع نگراني از چگونه بيان كردن افكار است.اين عضو همچنين نشان دهندهء افكار و احساساتي است كه قبلاً در بيان آن ناموفق بوده ايم-دايرة المعارف مصور قيافه شناسي"
_در تصويري از صفايي فراهاني كه در سايت خبرگزاري مهر منتشر شده او چشمهايش را مي مالد.


"چشم ها محل تجمع خستگي، خشم و عصبانيت ناشي از فشار زياد نيز هستند.پيام "ديگر بس است" پشت ماليدن چشم ها نهفته است- دايرة المعارف مصور قيافه شناسي"


توضيح عكس:رمضانزاده در رديف دوم با عينك

_رمضان زاده با چشمهايي گرد شده و از حدقه بيرون زده طوري با شتاب اطراف را نگاه مي كرد كه نگاهش بيشتر حاكي از ترس بود تا كنجكاوي يا حتي نگراني.

_بهزاد نبوي تمام مدتي كه در تصاوير ديده شد گويي مي خواست خودش را در صندلي غرق كند تا جايي كه ممكن بود در صندلي فرو رفته بود و نگاهي شبيه به يك پدر نگران را داشت.او لحظه اي دستش را در گوشش فرو برد كه آشكارا ميل او را به نشنيدن اعترافات نشان مي داد.


نكاتي كه نياز به رمز گشايي شدن دارند:
_عطريانفر در جلسهء دادگاه گاهي دست راستش را روي تريبون تكيه ميداد .زماني كه از "امام"،"نظام"، "ولايت فقيه" و "رهبر" [دربارهء رهبر مطمئن نيستم] نام مي برد با انگشت سبابه اش به صورت نامنظم روي تريبون ضرب مي گرفت.


_عطريانفر: فرمايشات امام به سه نكته اشاره دارد....(زماني كه گفت سه نكته چهار انگشتش را نشان داد)


_در مصاحبهء ايمان مرآتي خبرنگار اخبار بيست و سي بعد از اخبار با محمد علي ابطحي و محمد عطريانفر، عطريانفر گفت:" من قاطي كرده ام" و ابطحي با دستپاچگي صحبت او را قطع كرد و گفت :" ولي من قاطي نكرده ام".زماني كه ابطحي اين جمله را مي گفت شبيه مسيحياني كه در دادگاه سوگند ياد مي كنند دست راستش را بالا نگه داشته بود.


_ابطحي در طول سخنراني مدام انگاري با دستش روي شيئي نامرئي ضربه مي زد.چيزي شبيه بر سر كسي زدن و يا به شيوهء ايراني روي سنگ قبر ضربه زدن هنگام شروع به خواندن فاتحه.
_ابطحي در لحظاتي به كاغذي كه در دست دارد نگاه مي كند اما به نظر نمي رسد كه از روي نوشته مي خواند چون هيچ مكثي براي پيدا كردن سطر مورد نظرش نمي كند.ظاهراً نگاه كردن به آن متن بيشتر شبيه يك حركت ناخودآگاه است كه شايد در اثر تكرار اجراي اعترافاتش برايش عادت شده، يا يكجور انداختن بار عذاب وجدان اش به صورت ناخودآگاه بر دوش متن نگاشته شده است و يا شايد نگاه كردن به آن كاغذ به او اعتماد مي دهد كه حرفهاييش طبق برنامه پيش مي رود.

ابطحي دو بار به آراي ۱۹ ميليوني اشاره ميكند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 11:11  توسط نجوا  | 

ترسو بيش از ۱۰۰۰ نفر را دستگير مي‌كند، چون از افشاگري آنها مي ترسد
ترسو سيستم اس‌ام‌اس رو قطع مي‌كند، چون از ارتباط مردم با يكديگر مي ترسد
ترسو تلفن همراه را قطع مي‌كند، چون از اتحاد مردم مي ترسد
ترسو اينترنت را فيلتر مي‌كند چون از رسيدن اخبار صحيح به مردم ميترسد
ترسو صدا و سيما را به انحصار خود در مياورد، چون از شنديدن صداي مخالف ميترسد
ترسو از انتخابات مجدد ميترسد، چون از فاش شدن تقلب خود ميترسد
ترسو به خانه‌هاي مردم حمله مي‌كند، چون از شنيدن صداي الله اكبر، نيز ميترسد
ترسو لباس شخصي‌ اجير مي‌كند، چون از فاش شدن هويت واقعي‌ خود ميترسد
ترسو صدا و سيما را به انحصار خود در مياورد، چون از شنديدن صداي مخالف ميترسد
ترسو جوانان مملكت را به گلوله ميبندد، چون از حضور جوانان ملت ميترسد
ترسو از پاستور تا بهارستان را با بلگرد طي‌ مي‌كند، چون از مواجه شدن با معترضان ميترسد
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 11:7  توسط نجوا  | 

متهمان سرشناس دادگاه ديروز پس از پايان جلسه دادگاه در برابر خبرنگاران قرار گفتند و به سئوالات آنان پاسخ گفتند محمدعلي ابطحي عضو مجمع روحانيون در اين نشست خبري به همراه محمد عطريانفر در مجتمع امام خميني(ره) گفت: کشور مشکلات سختي را در اين چند وقت تحمل کرد که مي توانست با توجه به راي 40 ميليوني در شرايط بهتري باشد و در واقع بايستي فضا بهتر مي بود.وي افزود: پس از اين راي 40 ميليوني مردم در انتخابات 22 خرداد، بايد کشور ما يکي از بزرگترين کشورهايي باشد که دموکراسي در آن حاکم است. متاسفانه رفتارهايي که از سوي ميرحسين موسوي پس از انتخابات ديديم و همچنين رفتارهايي که از سوي خاتمي و موسوي صورت گرفت مردم در واقع از اين رفتارها آسيب ديدند.
ابطحي: درزندان مشکلي نداشتيم
عضو مجمع روحانيون مبارز تصريح کرد: اينکه بنده اين شجاعت را پيدا کردم که ديدگاه هاي خود را بگويم خوشحال هستم; توهماتي که موسوي از ابتدا داشت و پس از انتخابات به صورت امروزي درآمد، مهمترين اين توهمات را مي توان اعلام پيروزي خود توسط موسوي دانست و از آن بدتر پس از ديدن فاصله 11 ميليوني راي، باز هم وي روي تقلب تاکيد کرد.
موسوي بايد به احمدي نژاد تبريک مي گفت
وي تاکيد کرد: گلايه مندي از هاشمي، به خاطر انتقام گيري از احمدي نژاد و حتي انتقام گريري از مقام معظم رهبري است. البته در اين بين خاتمي اقتدار مقام معظم رهبري را مي شناخت، ولي باز اين اقدامات را انجام داد.عضو مجمع روحانيون مبارز اضافه کرد: بنده اگر جاي موسوي بودم اين 13 ميليون رايي را که مردم به وي دادند، به جاي اينکه در چنين جايي صرف کنند، در پيشرفت مدني صرف مي کردم. يک پيام تبريک به رئيس جمهور مي توانست آينده را رقم بزند البته جوانان را هم اميدوار کند لذا اميدوارم در آينده نخبگان کشور تجربه بدي که در انتخابات دهم نشان دادند را جبران کنند.ابطحي در پاسخ به سوال خبرنگاري مبني بر اينکه مردم گذشته شما را مي دانستند و چگونه اين تغيير جهت يک باره اي شما را باور کنند، گفت: شعار تقلب، شعاري بود که مطرح شد و اين تغيير جهت نيست و اين در واقع يک اشتباه بزرگي بوده که از سوي نخبگان شکل گرفت که البته ما هم در اين بين چند روزي به آن تاکيد کرديم، از اين رو از مسائل مثبت انجام شده توسط اصلاحات دفاع مي کنيم ولي از مشکل آفريني ها هم انتقاد داريم.وي خاطرنشان کرد: ديدگاه ما کاملا روشن است و اينکه ديدگاه کسي با گذشته وي تغيير کند، معتقدم اين يک گام مثبت است. ما امروز از آنچه که به نام انتخابات به شکل آشوب صورت گرفت، انتقاد داريم.عضو مجمع روحانيون مبارز در خصوص اينکه هر کس اظهارات شما را ببيند خواهد گفت که شما تحت شرايط زندان به اين موضوع رسيده ايد، تاکيد کرد: بنده شخصا در ماجراي انتخابات وضعيت شفاف تري دارم، به دليل اينکه طرفدار موسوي نبوده و نسبت به توهمات وي هم انتقاداتي داشته ام و در کل زندان بد است، ولي ما در زندان مشکلي نداشتيم. بازجويي ها بسيار مودب و به خوبي انجام شد و زندگي مان هم در زندان عادي و خوب بود و موضوعي وجود نداشت که ما از آن به عنوان نگراني در زندان ياد کنيم.
در سلولم فکرمي کردم
عضو مجمع روحانيون مبارز در ادامه اظهار داشت: گاهي اوقات در سلول خود قدم مي زدم و فکر مي کردم مطلبي در وبلاگ خود بنويسم با عنوان اينکه من زندان رفتم ولي هنوز عضو اين نظام هستم و خواهم بود.ابطحي در ادامه تاکيد کرد: مثلث حامي تقلب که موسوي و هاشمي و خاتمي اين مثلث را تا روز دوشنبه اي که بنده بيرون بودم، حمايت مي کردند که دلايل موسوي در خوشبينانه ترين حالت اين است که وي جامعه ايراني را نمي شناخت.
عطريانفر: هيچ موضوعي مهم تراز ولايت فقيه وجود ندارد
در ادمه اين نشست خبري عضو شوراي مرکزي کارگزاران سازندگي گفت: به تغيير نگاه خود افتخار مي کنم و نگران قضاوت  هاي بيروني نيستم و اميدوارم اين تحول بدون نفاق و در مسير کمال و از سر صداقت باشد که تا اين لحظه چنين است. وي افزود: در حالي که در يک فرصت کوتاه به دليل برخي سوي رفتارهاي اصلاح طلبان کشور به سوي فتنه گري پيش مي رفت و تهديد آفرين بود، هوشمندي و تدبير رهبر معظم انقلاب و تلاش هاي همه ارکان نظام و نهادهاي امنتي و انتظامي اين حرکت را مهار کرد. اين عضو ارشد حزب کارگزاران گفت: بنده به لحاظ نسبتي که با جريان اصلاح طلبي دارم گرچه به صفت شخصي نقش من در برگزاري رقابت انتخاباتي کاملا محدود بود ولي در نسبت کلي با اصلاحات به قصور و تقصير خود اعتراف دارم. عطريانفر افزود: هيچ امر و موضوعي در کشور مهمتر و با عظمت تر از نظام اسلامي و کانون مرکزي يعني ولايت فقيه که چشمه فياض معنويت و عزت و اقتدار نظام است، وجود ندارد. وي تصريح کرد: اگر گروه ها و جريانات سياسي و اشخاص با رهبري نظام اسلامي همسويي نشان دهند و براي تقويت رهبري و نظام بکوشند در اوج حرمت و عزت قرار خواهند گرفت. اما اگر سخني يا رفتار يا سکوتي در جهت تخريب دو گوهر وجودي رهبري و نظام داشته باشند حرکت آنها محکوم است و نزد خدا و مردم جايگاهي ندارند.
از رهبر انقلاب مي خواهم که مرا ببخشد
عطريانفر در ادامه از رهبر معظم انقلاب که اقتدار و امنيت نظام اسلامي در سايه تدبير و رهبري داهيانه و راز هاي نيمه شب ايشان با خدا تضمين شده، خواست که يا او را ببخشايد و ميداني فراهم کند که با آغوش نظام اسلامي باز گردد و يا او را به مصداق عدل مجازات کند. وي پس از بيان مقدمه فوق به سوالات خبرنگاران رسانه هاي مختلف پاسخ داد.
مهمترين کسي که از نظام حفاظت ميکند رهبري است
«مهمترين شخصي که از نظام صيانت مي کند رهبر معظم انقلاب است و بايد گروه ها و جريانات سياسي ايشان را در صيانت از نظام همراهي کنند اما در جريان انتخابات اخير گروه ها و جريانات اصلاح طلب در يک فرايند در مقابل رهبري ايستادند.» عضو ارشد حزب کارگزاران گفت: بنده در گذشته به رفتار هاي ساختار شکن اصلاح طلبان نقد داشتم و در مقاطعي به عملکرد آنها اعتراض کردند ولي اين يک حسن است که افرادي با سابقه 40 ساله فعاليت سياسي با شجاعت، به جاي شکستن آئينه خود را بشکنند تا حقيقت احيا شود. عطريانفر افزود: اينکه امروز بنده به شکست و تخلف و قصور خود اعتراف مي کنم در حقيقت دلالت بر جفاي سياستمداران به نظام و رهبري دارد و نشانگر مظلوميت جمهوري اسلامي و رهبر معظم انقلاب است.

ابتکار نیوز

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 0:47  توسط نجوا  |